|
گاهی برای فهمیدن جایگاه یک زن در تاریخ اهلبیت(ع)، کافی نیست بدانیم همسر چه کسی بوده یا مادر چه کسی شده است؛ باید دید ثمره حضور او در کنار امام چه بوده است. آیا در روزهای سخت، پناه امام بوده؟ آیا فرزندانی تربیت کرده که در لحظه امتحان، در کنار امام بایستند؟ آیا توانسته ایمان را از یک نسل به نسل دیگر منتقل کند؟ و در نقطه مقابل، آیا در لحظه انتخاب، دنیا را بر امام ترجیح داده است؟ با این نگاه، زندگی زنان پیرامون اهلبیت(ع) تنها روایت خانواده نیست؛ بخشی از تاریخ تداوم امامت است. در میان این زنان، حضرت خدیجه جایگاهی کمنظیر دارد. او در آغاز رسالت پیامبر(ص)، زمانی که هنوز بسیاری از مردم حتی حقیقت دعوت پیامبر را نمیشناختند، نخستین زن مؤمنی بود که به ایشان ایمان آورد. اما ارزش این ایمان در آن بود که خدیجه(س) فقط باور نکرد؛ هزینه باورش را نیز پرداخت. ثروت، اعتبار، آسایش و امنیت خود را در راه پیامبر(ص) گذاشت و در سالهای فشار و محاصره، در کنار ایشان ماند. خدیجه(س) برای پیامبر(ص) فقط همسر نبود؛ در روزهایی که پیامبر با سنگینی رسالت و دشمنی قریش روبهرو بود، خانه خدیجه(س) محل آرامش و اطمینان بود. او نشان داد که یک زن میتواند در متن یک حرکت بزرگ دینی حضور داشته باشد، بدون آنکه لزوماً در میدان جنگ یا سیاست ظاهر شود. گاهی حمایت از یک امام یا پیامبر، از خانه آغاز میشود؛ با ایمان، با صبر و با ایستادن در کنار حقیقت.
اما وقتی به زندگی امام حسن مجتبی(ع) میرسیم، تصویر پیچیدهتر و آموزندهتری شکل میگیرد. در زندگی امام حسن(ع)، با زنانی مواجهیم که نقش و سرنوشت یکسانی نداشتند. درباره همه همسران امام اطلاعات کافی در اختیار نداریم و بنابراین نباید رفتار یک نفر را به همه آنان نسبت داد. با این حال، در روایتهای تاریخی و روایی، دو چهره کاملاً متفاوت در کنار زندگی امام حسن(ع) دیده میشود. از یک سو، زنانی بودند که در کنار امام حسن(ع) زندگی کردند و فرزندانی تربیت کردند که بعدها در بزرگترین صحنه امتحان تاریخ اسلام، یعنی عاشورا، در کنار امام حسین(ع) قرار گرفتند. قاسم بن حسن(ع) و عبدالله بن حسن(ع) دو نمونه روشن این حقیقتاند. قاسم نوجوانی بود که در کربلا به میدان رفت و عبدالله نیز در لحظهای حساس خود را به امام حسین(ع) رساند و در دفاع از عموی خویش به شهادت رسید. این فرزندان، تنها فرزندان امام حسن(ع) نبودند؛ آنان بخشی از سرمایه تربیتی خانه او بودند که در عاشورا به ثمر نشستند. از این زاویه، نقش مادر در تاریخ عاشورا نیز قابل تأمل است. مادری که فرزندی را با محبت اهلبیت(ع)، شجاعت، وفاداری و روحیه ایثار پرورش میدهد، شاید خودش در میدان کربلا حضور نداشته باشد، اما اثر تربیت او در کربلا دیده میشود. قاسم و عبدالله، در روز عاشورا تنها با نسب خود شناخته نمیشدند؛ رفتارشان نشان میداد که در مکتبی تربیت شدهاند که دفاع از امام را بر حفظ جان مقدم میداند. اما در سوی دیگر، نام جعده بنت اشعث قرار دارد؛ همسر امام حسن(ع) که در روایت مشهور، با مسمومیت آن حضرت مرتبط دانسته شده است. بر اساس این روایت، معاویه وعدههایی به جعده داد و او را برای مسموم کردن امام تحریک کرد. در نهایت امام حسن(ع) بر اثر مسمومیت به شهادت رسید. البته از نظر تاریخی باید با دقت سخن گفت. اصل مسمومیت امام حسن(ع) در منابع متعدد گزارش شده، اما درباره جزئیات نقش جعده و وعدههایی که به او داده شد، میان منابع اختلاف وجود دارد. بنابراین بهتر است جعده را بر اساس روایت مشهور عامل مسمومیت بدانیم، نه اینکه همه جزئیات این روایت را قطعی و بیاختلاف معرفی کنیم. اما حتی با همین ملاحظه تاریخی، تقابل این دو تصویر بسیار معنادار است: در یک سو، مادری که ثمره تربیتش در عاشورا برای امام حسین(ع) به میدان میآید؛ و در سوی دیگر، همسری که در روایت مشهور، به جای حمایت از امام، در مسیر شهادت او قرار میگیرد. این تفاوت نشان میدهد که نقش زن در کنار امام را نمیتوان فقط با عنوان «همسر امام» توضیح داد. آنچه اهمیت دارد، انتخاب و جهتگیری اوست. این مسأله در دوران امام رضا(ع) نیز شکل دیگری پیدا میکند. در آن دوره، زنان شیعه بخشی از بدنه جامعهای بودند که باید در برابر فشار سیاسی و فرهنگی عباسیان، پیوند خود را با اهلبیت(ع) حفظ میکرد. آنان در تربیت فرزندان، انتقال معارف، حفظ هویت شیعی خانوادهها و ارتباط با جامعه مؤمنان نقش داشتند. شاید نام بسیاری از این زنان در تاریخ ثبت نشده باشد، اما ماندگاری تشیع بدون چنین پشتوانهای قابل تصور نیست. در خانه امام رضا(ع) نیز سبیکه یا خیزران، مادر امام جواد(ع)، جایگاه ویژهای دارد. درباره عنوان دقیق او به عنوان همسر امام رضا(ع) در منابع اختلافهایی وجود دارد، اما مادر بودن او برای امام جواد(ع) روشن است. هنگامی که امام رضا(ع) به اجبار مأمون از مدینه به خراسان رفت، امام جواد(ع) هنوز کودکی خردسال بود و در مدینه ماند. بنابراین، سبیکه در مدینه در کنار فرزند خود قرار داشت و مسؤولیت مهم پرورش و حفاظت از کودکی را بر عهده داشت که در هشت سالگی پس از شهادت پدر، امام شیعیان شد. شاید او اولین مادری باشد که فرزندش را در غیبت امام و برای یاری امام تربیت کرد. این نقش، شاید در نگاه اول با نقش حضرت خدیجه(س) متفاوت باشد، اما در حقیقت هر دو یک منطق دارند: حمایت از امامت و رسالت فقط حضور در کنار امام در میدان سیاست نیست؛ گاهی ساختن انسانی است که قرار است فردای یک مکتب را بسازد. خدیجه(س) با ایمان و فداکاری، روزهای آغازین رسالت را برای پیامبر(ص) قابل تحمل کرد. مادران فرزندان امام حسن(ع)، با تربیت قاسم و عبدالله، بخشی از سرمایه انسانی عاشورا را ساختند. زنان مؤمن عصر امام رضا(ع) در حفظ شبکه اجتماعی تشیع نقش داشتند و مادر امام جواد(ع) در مدینه، فرزندی را پرورش داد که پس از شهادت پدر باید بار امامت را بر دوش میکشید. در مقابل، روایت جعده نشان میدهد که همین جایگاه نزدیک، اگر با ایمان و بصیرت همراه نباشد، میتواند به نقطهای خطرناک تبدیل شود. از این منظر، تاریخ اهلبیت(ع) برای زنان فقط مجموعهای از داستانهای گذشته نیست؛ آزمون نسبت انسان با حقیقت است. خدیجه(س) نشان داد که میتوان تمام سرمایه زندگی را پای ایمان گذاشت. مادران قاسم و عبدالله نشان دادند که تربیت یک فرزند صالح میتواند سالها بعد در کربلا به دفاع از امام تبدیل شود. مادر امام جواد(ع) نشان داد که گاهی بزرگترین مسؤولیت، در سکوت خانه و در تربیت نسل بعدی امامت رقم میخورد. و روایت جعده، هشداری است که نزدیکی به امام، بدون بصیرت و وفاداری، هیچ تضمینی برای عاقبت انسان نیست. اکنون در روزهای سوگ اهلبیت(ع)، وقتی از شهادت امام حسن(ع) و امام رضا(ع) یاد میکنیم و از مظلومیت خاندان پیامبر(ص) اشک میریزیم، شاید بد نباشد به این بخش کمتر دیدهشده تاریخ هم نگاه کنیم؛ به زنانی که در کنار امام، یا آینده ساختند یا در آزمون انتخاب شکست خوردند. امام حسن(ع) به شهادت رسید، اما قاسم و عبدالله از خانه او برخاستند و در کربلا برای امام حسین(ع) جان دادند. امام رضا(ع) در غربت خراسان به شهادت رسید، اما در مدینه کودکی بود که باید راه او را ادامه میداد. و پیش از همه اینها، خدیجه(س) در کنار پیامبر(ص) ایستاد تا رسالتی که هنوز آیندهاش روشن نبود، تنها نماند. شاید این زیباترین و تلخترین درس این روایت باشد: گاهی یک زن با آنچه در کنار امام انجام میدهد، بخشی از تاریخ را میسازد؛ و گاهی با انتخابی نادرست، زخمی بر همان تاریخ میگذارد. سلام بر خدیجه(س)، که پناه نخستین روزهای رسالت بود؛ سلام بر امام حسن(ع)، غریب مدینه؛ سلام بر امام رضا(ع)، غریب خراسان؛ و سلام بر مادرانی که فرزندانشان را برای روزی تربیت کردند که میان ولایت و دنیا، ماندن در راه ولایت را انتخاب میکنند. در سوگ اهلبیت(ع)، شاید بیش از همیشه باید از خود بپرسیم: اگر نوبت انتخاب به ما برسد، فرزندان و خانههای ما کدام سوی تاریخ خواهند ایستاد؟
|